السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

506

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي » ) * - يعنى ذو القرنين - بعد از بناى سد - گفت : اين سد خود رحمتى از پروردگار من بود ، يعنى نعمت و سپرى بود كه خداوند با آن اقوامى از مردم را از شر ياجوج و ماجوج حفظ فرمود . * ( « فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَه دَكَّاءَ » ) * - در اين جمله نيز حذف و ايجاز به كار رفته ، و تقدير آن چنين است : و اين سد و اين رحمت تا آمدن وعده پروردگار من باقى خواهد ماند ، وقتى وعده پروردگار من آمد آن را در هم مىكوبد و با زمين يكسان مىكند . و مقصود از وعده يا وعده اى است كه خداى تعالى در خصوص آن سد داده بوده كه به زودى يعنى در نزديكىهاى قيامت آن را خرد مىكند ، در اين صورت وعده مزبور پيشگويى خدا بوده كه ذو القرنين آن را خبر داده . و يا همان وعده اى است كه خداى تعالى در باره قيام قيامت داده ، و فرموده : كوه ها همه در هم كوبيده گشته دنيا خراب مىشود . هر چه باشد قضيه را با جمله * ( « وَكانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا » ) * تاكيد فرموده است . * ( « وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ . . . » ) * از ظاهر سياق برمىآيد كه ضمير جمع « هم » به « ناس » برگردد ، و مؤيد اين احتمال اين است كه ضمير در « جمعناهم » نيز به طور قطع به « ناس » برمىگردد ، و چون همه ضميرها يكى است پس آن نيز بايد به « ناس » برگردد . در جمله * ( « بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ » ) * استعاره اى به كار رفته ، و مراد اين است كه : در آن روز از شدت ترس و اضطراب آن چنان آشفته مىشوند كه دريا در هنگام طوفان آشفته مىشود ، و مانند آب دريا به روى هم مىريزند و يكديگر را از خود مىرانند ، در نتيجه نظم و آرامش جاى خود را به هرج و مرج مىدهد ، و پروردگارشان از ايشان اعراض نموده رحمتش شامل حالشان نمىشود و ديگر به اصلاح وضعشان عنايتى نمىكند . پس اين آيه به منزله تفصيل همان اجمالى است كه ذو القرنين در كلام خود اشاره كرده و گفته بود : * ( « فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَه دَكَّاءَ » ) * و نظير تفصيلى است كه در جاى ديگر آمده كه : « حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ » « 1 » و بهر تقدير

--> ( 1 ) تا روزى كه راه ياجوج و ماجوج باز شود و آنان از هر جانب پست و بلندى زمين شتابان در آيند ، آن گاه وعده حق بسيار نزديك شود و ناگهان چشم كافران از حيرت فرو ماند و فرياد كنند اى واى بر ما كه از اين روز غافل بوديم و سخت به راه ستمكارى شتافتيم . سوره انبياء ، آيات 96 و 97 .